شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

549

نفثة المصدور ( فارسى )

مصايد - 65 / 8 و 11 جمع مصيدة و مصيدة و مصيدة : آنچه بدان شكار كنند . « لسان - العرب » ، مصيدة : دام . از « مقدّمة الأدب » . ولى چنان كه از سياق كلام برمىآيد مؤلّف در اينجا ظاهرا « مصايد » را بقرينهء « مكامن » ، در ص 65 س 8 ، و « مضايق » ، در ص 65 س 12 ، بقياس ، ( جمع « مصيد » يا « مصيدة » ، اسم مكان از صاد يصيده صيدا ، اى اصطاده . از « الصّحاح » ) در معنى محلّ شكار به كار برده و از آن پناهگاههايى را كه در قلل كوه براى شكار تهيّه مىكرده‌اند ، اراده كرده است . مصرّى برداشتن ، به - 31 / 13 مصرّى ( ظاهرا با « ياء » مصدرى ) - إصرار : بر كارى پيوستگى كردن ، بر كارى عزيمت نمودن . از « مقدّمة الأدب » و « منتهى الأرب » . و در اينجا ظاهرا مراد از « بمصرّى برداشتن » ، بفرض صحّت نسخ ، محتملست كنايت باشد از : مهمّ و قابل اعتنا و توجّه تلقّى كردن . مصطبه - 93 / 2 مصطبة و مصطبة « 1 » : دكان مانندى كه بر آن نشينند . از « لسان العرب « 2 » » و « القاموس المحيط » ، سكو . و در « مقدّمة الأدب » در معنى آن آمده

--> ( 1 ) - ضبط اين لغت در « لسان العرب » ، مادهء ( ص ط ب ) ، بفتح و كسر ميم و تشديد « باء » است . ( 2 ) - اين كلمه به همين معنى در « لسان العرب » ، مادهء ( س ط ب ) ، با سين مهمله و فتح ميم و تخفيف « باء » و در « القاموس المحيط » با سين مهمله و فتح و كسر ميم و تخفيف « باء » نيز آمده است .